بیماری مزمن و سلامت روان

بیماری مزمن و سلامت روان

بیماری مزمن و سلامت روان

از دیدگاه پزشکی بیماری های مزمن ،بیماری های غیر واگیر دار با مدت نسبتا طولانی هستنذ که به ندرت درمان میشوند.مانند ارتریت ، اسم،سرطان ، دیابت،بیماری قلبی ، ایدز ، سکته مغذی . در سنین بالاتر شیوع بیستری دارد بیماری مزمن در ابعاد مختلف متفاوت است از جمله سرعت شروع ، ابهام علائم ، طرح درمان، قابل پیشبینی بودن ، میزان تحدید شدن به واسطه ی بیماری ، شدت درد ، سرعت پیشرفت بیماری در دسترس بودن و اثر بخشی درمان درجه ی خود مدیریتی .بنابراین بیماری مزمن تغیرات عمیق و پایداری در زندگی فرد ایجاد میکند .

سازگاری روانی با بیماری مزمن چبست؟

 سازگاری روانی با بیماری مزمن چبست؟

حداقل پنج مفهوم مرتبط با سازگاری و بیماری مزمن وجود دارد

تسلط بر وظایف کنار امدن و انطباقبا بیماری

حفظ وضعیت عملکردی مناسب و نقش های اجتماعی

عدم وجود اختلال روانی قابل تشخیص

عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی کم

کیفیت زندگی درک شده در حوزه های مختلف

سازگاری شامل هر دو حوزه درون فردی و بین فردی با مولفه های شناختی ، عاطفی ، فیزیکی و رفتاری است.

ناهمگنی درسازگاری با بیماری

 ناهمگنی درسازگاری با بیماری

یک بیماری مزمن جسمی یکی از قوی ترین خطر افسردگی است

 اختلالات روانی نرخ شیوع اختلالات روانی در بین بیماران بسیاری متنوع است

ابعاد مثبت ومنفی سازگاری با بیماری مزمن

بسیاری از افراد از تجربه ی خود در مقابله با بیماری مزمن سود میبرند . تغیرات مثبت مانند قدردانی بیشتر از زندگی ، بهبود رابطه با خانواده و دوستان ،  رشد معنوی گزارش میدهند عاطفه ی مثبت و قاییده ای که در طول بیماری مزمن تجربه میکنند بر نتیجه ی بیماری تاثیر میگذارید و بر پیامد بیماری موثر است.

 ابعاد مثبت ومنفی سازگاری با بیماری مزمن

سازگاری به عنوان فرایندی پویا

نیاز های درمانی ، تهدید زندگی ، ناتوانی و پیش اگهی بیماری در طول زمان تغییر میکند. در طول درمان و در دوره ورود مجدد پس از درمان ، بیماران برای حفظ روابط ،از سرگیری یا تنظیم مجدد نقش های  کاری و خانوادگی و رسیدن به معنای طولانی مدت بیماری تلاش میکنند .بیماری مزمن و سلامت روان را به کلینیک روانشناسی بسپارید.

سازگاری و بافت زندگی بیمار

زندگی با یک بیماری مزمن در دهه ی 20 تا 30 سالگی را میتوان در چرخه ی زندگی هنجاری بد موقع در نظر گرفت و همسالان کمی وجود دارند که ترس و اضطراب را با انها در میان بگذارد . تحقیقات طولی نشان داد افراد در عرض دو سال اول پس از تشخیص سرطان بالاتری خطر علائم افسردگی داشتند در طی سال بعدی کاهش یافت.

 سازگاری و بافت زندگی بیمار

نظریه های سازگاری با بیماری

وظایف انطباقی بیماری

وظایف مرتبط با بیماری عبارتند از : مدیریت درد و علائم :مذاکره در مورد محیط درمان پزشکی ، و حفظ روابط کافی با متخصصان مراقبت های بهداشتی . وظایف عمومی تر ، حفظ تعادل عاطفی معقول ، حفظ یک تصویر رضایت بخش از خود و حفظ حس شایستگی و تسلط ، حفظ روابط با خانواده و دوستان ، و اماده شدن برای اینده ای مبهم را شامل میشود .

سازگاری شناختی با بیماری

نظریه تیلور در مورد انطباق شناختی با رویداد های تهدید امیز نیز بر افزایش عزت نفس و حفظ حس تسلط تاکید میکند و راه حل جستجوی معنا به عنوان یک وظیفه ی انطباقی مرکزی را به ان اضافه میکند .

انطباق با بیماری شامل سه وظیفه اصلی است : معنا بخشیدن به تجربه بیماری : حفظ یا بازیابی حس تسلط یا کنترل و حفظ یا باز گرداندن عزت نفس.

مردم از طریق اسناد علی ، بیماری خود را معنا میکنند ، که چرا من

انچه مهم است نوع اسناد نیست بلکه نوع اسناد دهی است که به فرد امکان میدهد بیماری را در یک جهان بینی موجود تطبیق دهد.افراد مبتلا با مقایسه خود با دیگرانی که شانس کم تری دارند ، عزت نفس خود را حفظ میکنند ، که به ان مقایسه روبه پایین میگویند .زنی که لامپکتومی انجام داده بافت کمتری از سینه را برداشته و سینه دست نخورده ماننده ممکن است با کسی که ماسکتومی برداشتن سینه کرده مقایسه کند و این فرد هم خودش را با کسی که سرطان کل بدنش را درگیر کرده مقایسه کند

الگوی استرس و مقابله

بر ادراک فرد از بیماری متمرکز است ایا تهدید یا اسیبی برای بهزیستی ارزیابی اولیه و اینکه ایا فرد امکانات لازم برای مقابه با عامل استرس زا را دارد (ارزابی ثانویه ارزیابی میکند

ارزیابی استرس تعیین میکند که چگونه با عوامل استرس زا کنار بیاید

مقابله شامل راهبرد های نزدیک شدن شامل جستجوی اطلاعات در مورد بیماری برای اتخاذ تصمیمات درمانی خوب یا برنامه ریزی برای سازماندهی مجدد زندگی میباشد

راهبردهای اجتناب شامل قابلیت کنترل یا امتناع تا ان را کمتر واقعی کند از مکانیسم دفاعی انکار استفاده میکند .

در پارادایم یا الگوی استرس ومقابله به صورت مسئله محور و هیجان محور میباشد در مسئله محور تلاش های مقابله ای با هدف مدیریت یا حذف منبع استرس میباشد در مورد دوممقابله به سمت مدیریت پریشانی عاطفی یا هیجانی ناشی از ارزیابی استرس میباشد در مسئله محور متمرکز بر سازگاری روانی بهتر میباشد مثلا برنامه ریزی و جست و جوی بهتر اطلاعات

رفتار های خود مراقبتی و پایبندی به درمان ، ورزش ، تغییر رذیم غذایی، ترک سیگار که منجر به سازگاری روانی شناختی میشود در مقابله ی متمرکز بر هیجان محور شامل راهبردهایی مانند دور کردن ذهن از عوامل استرس زا و افشای احساسی نوشتاری که به وضوح نقش انطباقی در فرایند مقابله دارد

سازگاری با بیماری دربافت اجتماعی

حمایت اجتماعی نقش مهمی در فرایند مقابلع ایفا میکندحمایت شریک زندگی یک ماه پیس از جراحی ارتباط مثبتی با مقابله فرد تا شش ماه پس از جراحی نشان داده شده .حمایت شدن با تقویت رفتار های ارتقاع دهنده یا کاهش رفتار های پر خطر به مقابله کمک میکنند و پاسخ استرس را در سطح بیولوریکی تعدیل میکند در نوع دیگر مقابله متمرکز بر رابطه میباشد برای حفظ و افزایش روابط اجتماعی در زمان استرس اشاره دارد و توجه به نیاز های عاطفی دیگران و مدیریت استرس بدون ایجاد ناراحتی برای دیگران است . کلینیک روانشناسی خدمت رسان شما عزیزان میباشد

چگونه حمایت اجتماعی می تواند مانع از مقابله شود؟

حمایت زمانی بی فاییده است که با نیاز گیرنده مطابقت نداشته باشد مثلا بیماری که نیاز به کمک برای کارهای روزمره دارد و یاحمایت عاطفی از سمت همسر مهم تر از حمایت از سمت دوستان است .بیماری مزمن و سلامت روان را شناسایی کنید و به زندگی خود رونق ببخشید .

مقابله زوجی و بیماری

به دو سره بودن وابستگی متقابل در پاسخ های مقابله ای به یک عامل استرس زا اشاره دارد یعنی زوج ها به عنوان یک واحد بین فردی با بیماری کنار میایند تا به عنوان دو نفر

پیش بینی کننده های سازگاری روانی با بیماری

تفاوت های فردی در پاسخ های مقابله ای و همچنین رفتار های مرتبط با خطر و تاب اوری در برابر بیماریتاثیر دارد . خوش بینی زمینه ای – باور تامین یافته به نتایج مثبت است و پیشرفت بیماری را کند میکند

سبک دلبستگی – سرنوشت گرایی و پنج عامل بزرگ شخصیت از جمله عوامل زمینه ای هستند برای سازگاری با بیماری های مزمن

باورهای شناختی

ارزیابی های شناختی ، تهدید های درک شده ، باور های مربوط به سلامت و بیماری ، شناخت بیماری و یافتن معنا را شامل میشود فقدان کنترل بر پیشرفت بیماری در تمام بیماری های مزمن دیده میشود .

بیماری و ویژگی های درمان

 بیماری و ویژگی های درمان

برخی بیماری ها به اهستگی رشد میکنند به تدریج بد میشوند برخی ناگهانی ظهور میکنند مثلا لوسمی حاد با خستگی سردرد و علائمی شبیه انفولانزا ظاهر میشود پس از ازمایش خون و بیوپسی مغز و استخوان به بستری شدن فوری در بیمارستان و شیمی درمانی فوری میشود .گاهی فردی سالها درد و رنج میکشد و با تشخیص ارتریت و با مصرف دارو به کند کردن روند پیشرفت بیماری اش می انجامد

در مورد اول زمان کمتری برای مقابله وجود دارد اما در مرحله ی دوم زمان بیشتری برای سازگاری وجود دارد

تعیین گروه های اجتماعی-فرهنگی

فرهنگ ، قومیت و جنسیت بر سازگاری بیماری تاثیر میگذارد

وضعیت اجتماعی-اقتصادی

افراد دارای ses به طور مداوم وضعیت سلامتی بدتری دارند

مرگ و میر بیشتری دارند نگرش ها احساسات و رفتار های سلامت سازگاری با بیماری را تحت تاثیر قرار میدهند رویداد های استرس زا و خطرات روانی و اجتماعی را بیشتر تجربه و منابع مقابله ای کمتریدارند

فقر باعث احساس درماندگی و ناامیدی میشود

نژاد و قومیت

گروه های اقلیت در مقابله با بیماری نژاد پرستی ، تبعیض و طرد اجتماعی تجربه مکینند

بیماری های قلبی عروقی ، فشار خون و رفتاری های تعصبی از سوی پزشکان را درک میکنند از این رو کمتر به دارو پایند میشوند . جنسیت

زنان مبتلا به بیماری های مزمن ناراتی بیشتری را نسبت به مردان گزارش داده اند

زنان بیشتر درخواست حمایت میکنند با اینکه از دیگران مراقبت میکنند و رفاه خود را نادیده میگیرند

فرایند استرس و سازگاری با بیماری

وقتی فرد یک رویداد استرس زا را درک میکند سیستم ادرنومدولاری سمپاتیک دارد برای اماده سازی فرار بدن یا مقابله با واکنش از طریق فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک کار میکند ترشح اپی نفرین و نور اپی نفرین از غده ی فوق کلیوی که باعث افزایش ضربان قلب و متابولیسم سریع تر گلوکز میشود محور هیپوتالاموز – هیپوفیز – ادرنال محور hpl در پاسخ به استرس نقش دارد شامل افزایش ترشح هورمون ازاده کننده ی کورتیکوتروفین و تحریک غده ی هیپوفیز است

غذه ی هیپوفیز هرمون ادرنوکورتیکوتروفیک ترشح میکند که باعث افزایش گلوکوکورتیکوئید ها توسط قشر ادرنال میشود که کورتیزول بدن را برای پاسخ گویی به استرس اماده میکند که این پاسخ بیولوزیکی به سازگاری با استرس با هزینه همراه است

فعال سازی محور های sam , hpa  میتواند در زمینه ی شرایط استرس زا پاسخی انطباقی باشد.

مداخلات تقویت سازگاری با بیماری

اثر بخشی مداخلات روانی اجتماعی برای ارتقاع سلامت روان در افراد مبتلا به بیماری مزمن در حال پیشرفت است مثلا افزایش کیفیت زندگی ، پیروی از رریم پزشکی و … حمایت عاظفی ، اموزش بیماری ، اموزش راهبرد های مقابله ای شناختی و رفتاری و چهارچوب بندی شناختی است.ما بهترین روانشناسان و روانپزشک ها میتوانیم شما عزیزان را در زمینه ی بیماری مزمن و سلامت روان همراهی کنیم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *