چرا جفت دلخواهم را نمی یابم؟!

طبق پژوهش و بررسی های به عمل آمده علت اصلی دوری افراد مناسب و در سن ازدواج نیافتن همسر مناسب، کامل، جوور، نیمه ی گمشده و ….

 دریک کلام نبود بهترین همسان (perfect match   )

اگر به انسان به عنوان موجودی منحصر به فرد بنگریم، یکی از دلایل این تفاوت با دیگر موجودات، حضور تعارضات روانشناختی درون فردی و میان فردی است.

حال باید از دوستان عزیزی که دلیل دوری جستن از ازداوج را نیافتن کسی میدانند که بطور کامل با آن ها سازگار و همسان نیست،! پرسید: آیا شما با خود به طور کل سازگارید؟

از دست خودتان عصبانی نمیشوید؟ خواسته هایتان در تعارض با یکدیگر قرار نمی گیرد ؟ حال چگونه است برای ازدواج در پی یافتن فردی کاملا سازگار باکیژگی های درونی و بیرونی خود هستید؟

در اینجا میتوان که به چند ویژگی روانشناختی اشاره کرد که برخی آن را به صورت اغراق آمیزی در خود پرورش و یا نمایش می‌دهند مانند؛ کمال طلبی. و یا ویژگی شخصیتی همچون خودشیفتگی که ممکن است از دیدگاه فرد و نزدیکانش پنهان باشد.

اینکه ازدواج به صورت رسمی و آیین مند باشد یا خیر، پرسشی است که بسیاری از فلاسفه و روانشناسان به آن پرداخته و در نهایت نتیجه ی واحدی تا کنون به دست نیامده. موافقان و مخالفان هریک دلایلی و استدلال‌های قابل رد و قبولی ارایه می دهند که در این مقال، مجالی برای پرداختن به آن نیست. در این مطلب بیشتر بر ویژگی کمال طلبی و خودشیفتگی افراد اشاره می کنم، چراکه بحث بر سر کسانی است که گویا مایل به ازدواج هستند اما فرد مناسب را نمی یابند.

کمال طلبی

هرسخن جایی و هر نکته مکانی دارد، و کمال طلبی در یافتن همسر جایگاهی ندارد.

میتوانید کمال طلبی را به عنوان ویژگی فردی که به عنوان شریک مسیر خود انتخاب می کنید، در نطر بگیرید و حدود آن را بسنجید ، تا در مسیر زندگی به یک اندازه دارای عزم و ارداده برای رسیدن به اهداف مشترک باشید. اما اینکه به دلیل کمال طلبی خودتان انتخاب نکنید بسیار جای تعجب و پرسش دارد.

کمال طلبی ویژگی است که باید راه را برای رسیدن به هدف هموار کند و ثمره آن رسیدن به مطلوب دلخواه در بهترین حالت آن باشد. اگر این صفت در کسی به صورت مانع بر سر رسیدن به هدف در آید، به طور قطع باید بر روی آن تجدید نظر کرد، و به احتمال فراوان از یک ويژگي خوب باید به سمت تشخیص نوعی اختلال پیش رفت!. چه کسی دارای کمال است که دنبال جفت کامل بگردد؟؟

خودشیفتگی، از یک صفت تا یک اختلال

ششیفته ی خود بودن چیز بدی نیست، تا انجا که معرف حضور حرمت نفس، ارزش های انسانی و اخلاقی، وپیروی از اصول فردی بدون ایجاد آسیب های میان فردی شود!. وقتی خودشیفتگی به صورت مانعی بر سر انتخاب بر می آید تا انجا که فرد همه نوع بشر را تامین کننده ی نیاز و خواست خود بداند، بدون آنکه خود را ملزم به رعایت همان عقاید و اصول برای دیگری کند، و در بیشتر موارد فرد از آن نا آگاه است. این دیگر اختلال است. اختلالی که بیش از آنکه فرد از آن اسیب ببیند اطرافیان را دچار رنج می نماید.

خودشیفتگی و کمال طلبی امروزه جزئی از شخصیت جمعی ما شده و متاسفانه خود به آن دامن میزنیم. از ویژگی های والد گری که پرورنده ی این دو هستند گرفته تا محصولات رسانه ای که مارا به سمت آن بیشتر و بیشتر سوق می دهند.

در مورد ازدواج نکردن افراد دلایل فراوان تر از این موارد است و خود این دو متعییر را می توان به زیر شاخه های فراوان دیگری تقسیم کرد که از حوصله ی بحث ما خارج است. شاید بهتر آن باشد که بیشتر بر روی اهداف ازدواج مانور داد و از افرادی که به دلیل نیافتن زوج مناسب از آن خودداری میکنند پرسید: هدفتات از ادواج چیست؟ بهترین زنی مشترک که دیده اید کی و کجا بوده؟ آیا ازدواج خوب یعنی ازدواج بدون مشکل؟ کدام مرحله از زندگی آدمی بدون حضور مشکل است؟ اگر در زندگی هیچگونه مانع و مشکلی نداشته باشید چه چیزی شما را به جلو خواهد راند؟ آیا نیافتن جفت مناسب بهانه نیست ؟

اگر دلایلی که ارائه میدهیم اصیل باشد رد آن مشکل خواهد بود و اگر در رد دلایل ما آراء فراوانی وجود دارد بهتر آن است که در تفکر خود تجدید نظر کنیم و یا دلایل محکم تر و قابل دفاع تری ارایه دهیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *